كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

755

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

ذكر آمدن اميرزادهء عالى شان پير محمد جهانگير از جانب مولتان سابقا مذكور شد كه اميرزاده پير محمد شهر مولتان را محاصره كرده بعد از شش ماه رعايا به تنگ آمده چنانچه بر هر مردار كه دست مىيافتند سدّ رمق مىساختند . والى آن‌جا سارنگ به ضرورت آن [ شهر را گذاشته ] « 1 » مولتان مسخّر گشت . و چون شهزاده را اين فتح روى نمود ، عرضه داشت به پايهء سرير اعلى فرستاد و چنانچه رسم هندوستان است بشكال عظيم شد « 2 » و اسبان بيشتر تلف شدند و شهزاده از ظاهر شهر به مولتان درآمد و حكام و سرداران هند كه انقياد نموده بودند ، سر باز زدند [ و انديشهاى فاسد به خاطر راه دادند و مخالفان سر عصيان و طغيان برآورده شبها در شهر مىآمدند ] « 3 » و سپاه شهزاده مجموع پياده و از گل و لاى فيلان را مجال حركت نبود و لشكريان از دشمنان ترسان و خاطرها به صد انديشه هراسان مصرع نه راى سفر كردن و نه روى اقامت ناگاه آفتاب رايت حضرت صاحب‌قران از افق عنايت الهى طلوع كرد و لمعان برق شمشيرش ظلمات اطراف هندستان را روشن ساخت و بدفرصتان تيره‌راى را مصرع هم كار شد ز دست همه هم ز كار دست و شاهزاده از مضيق حيرت بيرون آمده متوجه اردوى همايون شد و چهاردهم صفر در لب آب بياه به موكب ظفرپناه پيوست و آن حضرت او را كنار گرفته به انواع مرحمت پادشاهانه اختصاص بخشيد و شاهزاده جنيد بورلداى و برادرش بايزيد و محمد درويش طايخانى « 4 » كه در خوارزم از امير جهانشاه گريخته به هندستان « 5 » آمده

--> ( 1 ) . س : جا گذاشته - ك : شهر گذاشته . ( 2 ) . ظف : « پشه كالى عظيم دست داد . » ( 3 ) . ك ندارد - ظفرنامه : « و در بعضى مواضع داروغگان را به قتل آوردند . مخالفان بدانديش سر عصيان و طغيان برآورده شبها تا در شهر مىآمدند . » ج 2 ص 50 ( 4 ) . تصحيح از ظفرنامه - ف : طالحانى - س ، ك : طايحانى . ( 5 ) . س ، ك : هندوستان .